کائولن در رنگ سازي

 استفاده از كائولن در رنگ سازي پلاستيك سبب كنترل ويسكوزيته مي شود. ۱۰ % كائولن در رنگ سازي مورد مصرف دارد و باعث بالا رفتن قدرت پوشش‌دهي، روان كنندگي و پخش‌كردن رنگ مي‌شود. در رنگ سازي از كائولن مرغوب و خالص به صورت ماده رنگي و پرکننده بهره مي گيرند. در رنگ‌هايي كه با آب شسته مي‌شِوند نيز انواع كائولن درشت‌دانه نوع مات و انواع كائولن ريزدانه نوع شيشه‌اي را ايجاد مي‌كنند. جايگاه صنعت رنگ سازي در مصرف كائولن، همچون صنعت لاستيك سازي در طي ساليان اخير بوده است. افزايش رقابت بين كربنات كلسيم و كائولن، باعث كاهش سهم مصرف كائولن بعنوان پر كننده در صنعت رنگ سازي بوده است.

بيشترين ميزان رشد مصرف كائولن در صنعت رنگ سازي در كشورهاي ايالات متحده امريكا و اروپا بوده كه حدود دو درصد در سال برآورد گرديده است. پيش بيني مي‌شود كه بطور كلي و در آينده نزديك ميزان رشد مصرف كائولن در اين صنعت، يك درصد باشد. البته در صورت وجود رشد اقتصادي در كشورهاي آسيائي همچون گذشته، اين رشد به ۵/۱ درصد خواهد رسيد. مصرف كائولن در صنايع رنگ سازي در ايالات متحده امريكا از ۲۲۸ هزار تن در سال ۱۹۹۱ به ۳۲۹ هزار تن در سال ۱۹۹۷ رسيد و در سال ۱۹۹۸ به ۲۶۸ هزار تن كاهش يافت. از آنجايي كه توليد رنگ در ايالات متحده امريكا حدود ۳۰ درصد از كل توليد جهاني است. بنابراين مصرف كائولن در صنايع رنگسازي در جهان در سال ۱۹۹۸ معادل ۸۴۰ هزار تن برآورد گرديده است.

اصولاً‌ كائولن بعنوان يك بسط دهنده و ماده اصلي رنگ سفيد بصورت جايگزين اكسيد تيتانيوم در توليد رنگ مورد استفاده قرار مي‌گيرد. كائولن كلسينه شده اصلي‌ترين كائولن بكار برده شده در صنايع رنگسازي است روشن بودن رنگ ضمن ناشفاف بودن،‌از خصوصيات كائولن مصرفي در صنايع رنگ سازي است و مشابهت خاصي با كائولن مصرفي در صنايع كاغذ دارد. سطوح صاف كائولينيت، بويژه در صنايع رنگ سازي با آرايشي خاص بر روي يكديگر قرار گرفته كه موجب استقامت ورقه رنگ شده و به آن عمر طولاني مي‌دهد. بزرگترين تقاضا براي كائولن در صنعت رنگ، ساخت رنگ هاي مات داخلي ساختمان است. اداره استانداردهاي ايالات متحده امريكا توصيه نموده كه براي رنگ هاي خانگي حداقل ۲۰ درصد نسبت از كائولن استفاده گردد. معمولاً‌ تا ۱۰ درصد وزني رنگ هاي براق را مي‌توان كائولن اضافه نمود. كائولني كه در رنگ سازي مصرف مي‌گردد بايد از نظر رنگ روشن و از حداقل ناخالصي برخوردار باشد. ضريب تعليق بالايي در آب داشته و نمك هاي محلول آن پايين باشد. از نظر درخشندگي بين ۹۰-۸۰ درصد و ذرات آن ۸۰-۷۰ درصد زير ۲ ميكرون باشد.